|
تحصيلكردگان دانشگاهي در صف طولاني ثبتنام رفت |
|
اجتماعی
|
| کد مقاله:
1058 |
منبع :
بخش اجتماعي وب سايت مراغه |
  |
| تاریخ ثبت:
۲۶ آذر ۱۳۸۴ |
تعداد بازدید:
356 |
|
يكي بود، يكي نبود ، يك آقايي بود كه زندگي خيلي جالبي داشت. اين آقا وقتي هنوز نوجوان بود و مدرسه ميرفت يك روز باباش گفت: «بچه بشين درس بخون تا بتوني بري دانشگاه،اين روزها به ديپلمه جماعت كار نميدن.» آن آقا هم گفت چشم و سرش را انداخت پايين و شروع كرد به درس خواندن، حالا نخوان كي بخوان. خلاصه با هزار و يك بدبختي در كنكور قبول شد و چهار سال راه طولاني دانشگاه را هي رفت و آمد، هي رفت و آمد و آخرش به هر ترتيب كه بود شد ليسانس ادبيات اما هر چي دنبال كار گشت، ديد اي دل غافل، همه جا ظرفيتها تكميل تكميل است و هيچ راهي وجود ندارد. براي همين به ناچار رفت يك شركت خصوصي و به عنوان راننده استخدام شد. اين ماجراي زندگي يك كارشناس زبان و ادبيات فارسي است كه هماكنون با حقوق ماهيانه 80 هزار تومان براي يك شركت رانندگي ميكند. اين سرنوشت بسياري از جوانان تحصيلكرده ما است كه به دليل شرايط نامساعد اقتصادي و اجتماعي مجبور ميشوند آموختههاي خود را در دانشگاه به فراموشي بسپارند و به كارهايي مشغول شوند كه هيچ نيازي به تخصص و تحصيل ندارد. نمونه ديگرأ مدتي قبل شهرداري يك شهرستان اعلام كرد آمادگي دارد تعداد محدودي را براي يك شغل غيرتخصصي استخدام كند. آنچه پس از اين جريان موجب شگفتي مسوولان شهرداري شد تعداد زياد متقاضياني بود كه با مدرك تحصيلي دانشگاهي قصد داشتند در شغل رفتگري مشغول به كار شوند. افزايش نرخ بيكاري تحصيلكردهها در شرايطي كه سالانه بطور متوسط بين 200 تا 250 هزار فارغالتحصيل دانشگاهي وارد بازار كار ميشوند فقط 70 هزار نفر آنها اين اقبال را دارند كه بتوانند در شغلهاي تخصصي خود مشغول به كار شوند. اين در حالي است كه اكنون از حدود 15 ميليون شاغل تنها 11 درصد آنها داراي تحصيلات دانشگاهي هستند. بنا به آماري كه تابستان امسال از سوي سازمان آمار ايران ارايه شد نرخ بيكاري در كشور رشد بسياري داشته به گونهيي كه آمار فارغالتحصيلان بيكار از 4\4 درصد در سال 76 به 7\11 درصد در سال 81 رسيده است و پيشبيني ميشود تا پايان برنامه سوم توسعه )سال آينده( به 9\15 درصد برسد. در اين ميان علاوه بر مشكلات شخصي كه براي اين گروه به وجود ميآيد جامعه نيز از شيوع بيكاري يا اشتغال قشر تحصيلكرده به مشاغل غيرتخصصي دچار ضررهاي فراواني ميشود. جامعهيي كه نتواند از نيروهاي جوان خود در مشاغل مولد استفاده كند، فرصتهاي بسياري در جهت رشد و توسعه همه جانبه از دست ميدهد. بيتوجهي به علوم پايه در شرايطي كه كشورهاي پيشرفته تمام توجه خود را به علوم پايه معطوف كردهاند و با تربيت متخصصاني در اين زمينه از آنها بهره ميبرند، بنابه گزارش سازمان آمار ايران بيكاري در بين فارغالتحصيلان رشتههاي علوم انساني و كشاورزي بيش از ساير رشتهها است و اين حكايت از غفلت دولت و برنامهريزان از اهميت اين رشتهها دارد. علاوه بر اين، آنچه اكنون براي بيكاران بويژه قشر دانشگاه رفته رنجآور شده، مدت طولاني است كه بايد در جست و جوي شغل باشند. در حال حاضر تعداد بيكاراني كه بين يك تا 3 سال به دنبال كار ميگردند از 3\9 درصد سال 76 به 8\46 درصد رسيده است و در اين ميان باز هم بسياري از جوانان توانايي اشتغال به شكل مطلوب و دلخواه خود را ندارند و همين امر باعث ميشود تا در شغلي كه به اجبار و بخاطر شرايط اجتماعي به آن روي آوردهاند، موفقيت چنداني به دست نياورند و از بازدهي مناسب برخوردار نباشند و در اين بين جامعه و خود را متضرر كنند. زنان تحصيلكرده اوضاع نابسامان بازار كار در كشور، زنان را با مشكلات بيشتري مواجه كرده چرا كه علاوه بر معضل دشواري يافتن شغل، نگاه مردسالارانه بين مديران دستگاهها، سازمانها و شركتها موجب شد بخت آنان را براي اشتغال بشدت كاهش بدهد، به گونهيي كه نرخ بيكاري در بين زنان با تحصيلات عالي از 9\9 درصد در سال 76 به 3\26 درصد در سال 81 رسيده و هماكنون 51 درصد زنان ديپلمه و داراي مدرك پيشدانشگاهي نيز فاقد شغل و منبع درآمد مشخص و مناسب هستند اما در اين ميان شرايط براي زنان بيسواد به شكل مثبتي تغيير كرده به گونهيي كه نرخ بيكاري اين قشر از 8 درصد در سال 76 به 2 درصد در سال 81 كاهش يافته است. دور باطل در حال حاضر هر سال حدود يك ميليون و 800 هزار نفر در كشور به سن 18 سالگي ميرسند و تعداد زيادي از آنان وارد بازار كار و بقيه راهي دانشگاه ميشوند اما هيچ يك از آنها اميد چنداني به رسيدن به زندگي اقتصادي مطلوب و دست يافتن به شغل مناسب ندارند. به نظر ميرسد مساله اشتغال در ايران تبديل به يك دور باطل شده است زيرا در شرايطي كه دولت بخاطر ناتواني در استفاده از نيروهاي جوان فرصتهاي زيادي را براي رشد اقتصادي از دست ميدهد،به لحاظ مالي اين توانايي كه براي بيكاران اشتغالزايي كند را نيز ندارد و نتيجه تمام اين مسائل، از دست رفتن سرمايههاي انساني و علمي جامعه است.
|