بي گمان علامه مجلسي تداعي گر بزرگترين و پراهميت ترين رساله هاي شيعي و حديثي است. ملامحمد باقر مجلسي معروف به علامه مجلسي از مشهورترين عالمان شيعي ايراني تبار است كه در دوران حاكميت سلسله صفويه بر مسند فقاهت و زعامت ديني قرار گرفت.
برجسته ترين عالمان شيعي حوزه علميه اصفهان، علامه مجلسي بود كه نهاد روحانيت شيعه را به اقتدار كامل رساند تا بدان جا كه نهاد سلطنت مشروعيت خود را مستلزم تأييد آن مي دانست.
علامه مجلسي مجاهد راه علم و دانايي از جمله علماي عصر صفوي است كه با وجود برخورداري از علوم عقلي آن را رها كرد و براي احياي علوم نقلي به آيات و روايات روي آورد.
محمد باقر مجلسي فرزند محمد تقي مجلسي در سال 1037 هجري برابر با حروف ابجد «جامع كتاب بحار الانوار» چشم به جهان گشود. وي در خانداني رشد يافت كه از نيمه قرن پنجم هجري به مذهب تشيع روي آورده و در قرن دهم و يازدهم از دانشمندان معروف زمان خود بودند. پدر بزرگ محمد باقر، ملا مقصود از دانشمندان با تقوا و از مروجين مذهب تشيع بود و به خاطر كلام زيبا و اشعار دلنشين در محافل و مجالس به «مجلسي» لقب گرفت.
محمد باقر در چهار سالگي به درس و بحث روي آورد و در چهارده سالگي از ملاصدرا اجازه روايت دريافت كرد. گذشته از اين در مكتب دانشمنداني چون شيخ حر عاملي، ملامحسن استر آبادي، ملامحسن فيض كاشاني، ملاصالح مازندراني تلمّذ كرده است، طوريكه گفته اند شمار اساتيد وي به بيست و يك استاد مي رسد.
علامه مجلسي در اندك زماني بر دانش هاي صرف و نحو، معاني و بيان، لغت و رياضي، تاريخ و فلسفه، حديث و رجال، درايه و اصول، فقه و كلام مسلط شد و پس از فوت پدر به زعامت مسجد و مدرسه جامع اصفهان پرداخت. در درس او بيش از هزار طلبه حاضر مي شدند. در مكتب اين علامه عصر صفوي شخصيت هاي بزرگي از دانشمندان دانش آموخته اند كه مي توان از مولي ابراهيم جيلاني، ملامحمد باقر لاهيجي، ملا حسين تفرشي، عبدالحسين مازندراني، سيد عزيز الله جزايري، ملامحمد كاظم شوشتري و سيد نعمت الله جزايري نام برد. سيد مصلح الدين مهدوي در كتاب زندگينامه علامه مجلسي به نام 181 نفر از شاگردان وي اشاره كرده است.
علامه علاوه بر علم و دانش در عرصه سياست نيز فعال بود و پس از فوت مرحوم ملا محمد باقر سبزواري در سال 1090 به منصب شيخ الاسلامي دست يافت. علامه در اين سالها علاوه بر مبارزه عليه صوفيان با كشيشان دربار، بيگانگان، نمايندگان مؤسسات و شركت هاي غربي به مبارزه با بت پرستان پرداخت و خدمات شاياني به مذهب حقه جعفري كرد.
علامه مجلسي از جمله علمايي بود كه سعي در ايجاد وحدت ميان شيعه و سني را داشت و اين در خواسته وي از سلطان حسين صفوي هنگام تاجگذاري هويدا است. وي از شاه خواسته بود طي فرماني نوشيدن مسكرات، جنگ ميان فرقه ها و كبوتر بازي را ممنوع اعلام كند.
در خواسته علامه مجلسي سه نكته اي كه ملتهاي بزرگ با آرمانهاي متعالي را به زانو درمي آورد، مورد توجه قرار گرفته و آن فساد، تفرقه و بي تفاوتي نسل جوان بود. نكته مهمي كه در سياست علامه در دربار به چشم مي خورد، اين است كه در زمان شيخ الاسلامي ايشان هيچ برخوردي بين ايران و همسايگان اهل سنت رخ نداد و به هيچ يك از ولايتهاي اهل تسنن ايران از سوي شيعيان تعدي نشد.
آنچنان كه مشهور است علاوه بر تربيت شاگردان كتابهاي گرانبهاي بسياري تأليف كرده است؛ حق اليقين، عين الحياة، حلية المتّقين، حيوة القلوب. بسياري ديگر از كتب فارسي و عربي كه بر اساس نياز مردم تحرير شده است كه مشهورترين و معروفترين اين كتابها كه در حقيقت دايره المعارفي بزرگ درباره تشيع مي باشد، كتاب بحار الانوار است كه بالغ بر 100 جلد است.
علامه در مسير احياي علوم اهل سنت (ع) با وجود برخورداري از علوم عقلي آن را رها كرد و براي احياي علوم نقلي به آيات و روايات روي آورد كه در آن زمان طلاب علوم ديني از آن دور مانده بودند و در اولين گام كتب اربعه را به درس و بحث حوزه هاي علميه آن زمان كشاند. در گام بعدي با جمع آوري گهرهاي گرانبهاي اهل بيت كه در اطراف و اكناف پراكنده بود در بحار الانوار جمع كرد.
علامه در مقدمه بحارالانوار چنين مي نگارد:
«در آغاز كار به مطالعه كتاب هاي معروف و متداول پرداختم و بعد از آن به كتاب هاي ديگري كه در طي اعصار گذشته به علل مختلف متروك و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا كه حديث نسخه حديثي بود سراغ گرفتم و به هر قيمتي كه ممكن شد بهره برداري مي كردم. شرق و غرب را جويا گشتم تا نسخه هاي بسيار گردآوري نمودم. در اين مهم ديني جماعتي از برادران مذهبي مرا ياري نمودند و به شهرها و قصبه ها و بلاد دور سر كشيدند تا به فضل الهي مصادر لازم را بدست آوردند ... بعد از تصحيح و تنقيح كتاب ها بر محتواي آنها واقف شدم، نظم و ترتيب كتاب ها را نامناسب ديدم و دسته بندي احاديث را در فصل ها و ابواب متنوع راهگشاي محققان و پژوهشگران نيافتم، از اين رو به ترتيب فهرستي همت گماشتم كه از هر جهت جالب و مفيد باشد. در سال 1070 هجري اين فهرست را ناتمام رها كردم و از فهرست بندي ساير كتاب ها دست كشيدم كه اقبال عمومي را مطلوب نديدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع ديدم....
ترسيدم كه در روزگاري بعد از من باز هم نسخه هاي تكثير شده من در طاق نسيان متروك و مهجور شود و يا مصيبتي از ستم غارتگران زحمات مرا در تهيه نسخه ها بر باد دهد، لذا راه خود را عوض كردم- از خدا ياري طلبيدم- و به كتاب بحارالانوار پرداختم.
... در اين كتاب پربار قريب 3000 باب طي 48 كتاب علمي خواهيد يافت كه شامل هزاران حديث است، شما در اين كتاب براي اولين بار با نام برخي از كتاب ها آشنا مي شويد كه سابقه علمي ندارد و طرح آن كاملا ً تازه است.
پس اي برادران ديني كه ولايت امامان را در دل و ثناي آنان را بر زبان داريد به سوي اين خوان نعمت بشتابيد و با اعتراف و يقين كتاب مرا دست به دست ببريد و با اعتماد كامل به آن چنگ بزنيد و از آنان نباشيد كه آنچه را در دل ندارند بر زبان مي آورند.»
اما فرصت كم و مشاغل زياد او مانع از آن شد كه به تصحيح روايات بپردازد. به همين علت در مقدمه چنين نگاشت:
«در نظر دارم كه اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهي مساعدت نمايد، شرح كاملي متضمن بر بسياري از مقاصدي كه در مصنفات ساير علما باشد بر آن (بحارالانوار) بنويسيم و براي استفاده خردمندان، قلم را به قدر كافي پيرامون آن به گردش درآورم.»
علامه مجلسي قدرت تصحيح روايات و احاديث را به خوبي دارا بود، همان گونه كه اين قدرت و ژرف نگري خود را در مراه العقول به نمايش گذارده است.
علامه بزرگوار سرانجام در 27 رمضان 1110 هجري قمري در زمان شاه سلطان حسين صفوي و در سن هفتاد و سه سالگي در اصفهان درگذشت و در جامع عتيق اصفهان، در جوار مرقد پدر بزرگوارش، جايي كه امروزه «بقعه مجلسي» خوانده مي شود، به خاك سپرده شد