| کد مقاله:
1409 |
منبع :
مدیر فنی سايت مراغه |
  |
| تاریخ ثبت:
۱۴ اسفند ۱۳۸۴ |
تعداد بازدید:
361 |
|
نماز جمعه
مقدّمه حمد سپاس خداي سبحان را كه نماز پر فيض جمعه را بر امت حضرت ختمي مرتبت ارزاني داشت و آنها را بدين ترتيب بر ساير اُقم فضيلت و برتري بخشيد. و نيز حمدوسپاس خداي مهربان را كه اين فرضيه عظيمالشأن را به دست تواناي امام راحل (ره) و در پرتو نظام مقدس جمهوري اسلامي و خون هزاران شهيد راه دين به ميدان عمل آورد. نماز جمعه هديهاي الهي و مائدهاي آسماني است كه هزارن جان مشتاق را، از نفحات پر نسيم رباّني، در ظرف پر بركت جمعه معطر ساخته و نورانيت و صفا ميبخشد. نماز جمعه آن اجتماع پرشور و صميمانه و هفتگي روزهاي خداي سال و ماه است كه سدي فولادين و بنياني مرصوص براي حفظ و بقاء نظام اسلامي و منشوري بينالملل براي معرفي اسلام ناب و اصيل مي باشد. و روي اين اصل است دشمنان از آن سخت هراسان و منافقان مزدور بيمناك و غمين هستند. با اين سخن كوتاه به بررسي نسبتاً تفصيلي اهميت آن، و برخي از آثار و ثمرات فردي و اجتماعي آن- كه در اين مختصر قابل ذكر است- اشاره ميكنيم. نماز جمعه و اهميت آن در اسلام در قرآن مجيد خداي سبحان، سورهاي به نام جمعه قرار داده و در آنجا با شدت و تاكيد تمام- كه حاكي از وجوب اين فرضيه (عبادي-سياسي) است- مومنان را به شتاب بر اقامه آن فرا ميخواند و آنها را دستور به ترك دادوستد و هر كار غافل كننده از ذكر خدا، ميدهد. در احاديث متعدد نبوي و امامان معصوم (عليهم السلام) نيز با صراحت كامل، وجوب آن بيان شده و ترك كننده آن اكيداً مورد نكوهش واقع شده است. از آن جمله در حديث صحيحي كه از وجود مقدس امام صادق عليهاسلام وارد شده، آمده است كه: «مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَة ثَلاثَ جُمَعٍ ثَلاثَ مُتَواليهً، طَبَعَ الله علي قَلبِهِ». (وسائل الشيعه-باب نماز جمعه) يعني هر كس سه جمعه پيدرپي، نماز جمعه را ترك كند خداوند بر دل او مهر مي زند. در احاديث ديگر سه جمعه پيدرپي كه از روي سهلانگاري و يا عمدي ترك كند، ذكر شده است. و اين حاكي از اهميت نماز جمعه و رابطه آن با حيات دل و باطن انسان است. يعني هر كس نماز جمعه را ترك كند، در واقع دل آن مرده و قلب آن از كار افتاده است. به همين خاطر فقهاي بزرگوار شيعه قائل به وجوب تخييري و حتي برخي مانند شيخ مفيد، صدوق و علامه مجلسي و شهيد ثاني و غير هم از متقدمين و حتي بعضي از فقهاي معاصر، قائل به وجوب عيني آن در عصر غيبت شدهاند. در تحليل مطلب ميگوئيم: نماز جمعه مانند بعضي از واجبات ديگر، دو بعد مهم فردي و اجتماعي دارد كه در كلمه معروف و پر معني، «عبادي-سياسي» خود را نشان ميدهد. جنبه فردي آن در رابطه با خود نمازگزار و آثار تربيتي و تزكيهاي آن مي باشد كه با ديد دروني خود فرد اين مسأله حاصل ميشود. ولي جنبه اجتماعي آن، در رابطه با جامعه و آثار و بركات جمعي آن است كه با نگاه بيروني بدست ميآيد كه به هر يك آنها اشارهاي گذرا ميكنيم. الف) بعد فردي: نماز جمعه مثل ساير نمازها يك رابطه و راز و نيازي با خداي بينياز عالم هستي است كه دل انسان با توجه كانون خيرات و كمالات، به آن معبود يگانه نزديك مي شود. امّا محيط خاص نماز جمعه و آن اجتماع پرشور، بركات ديگري نيز دارد كه نمازگزار با عنايت به آنها بيشتر به محبوب خود تقرب پيدا ميكند. بيان مطلب آن است كه نمازگزار خود را در صف بندگان بيآلايش خداوند ديده و نيازمندي همه انسانها را به سوي حضرتش با جان و دل احساس ميكند. ملاكيت تقوا در بارگاه الهي را مشاهده كرده و درس مساوات و برابري را به عيان ميبيند. زن و مرد، پير و جوان و حتي نوجوانان و كودكان را كه دست خضوع و خشوع بر سينه دارند، ملاحظه ميكند و خود را قطره ناچيزي در بين سيل خروشان انسانهاي عاشق و مخلص احساس ميكند. اينجاست كه يكباره از عالم تخيلات بيرون آمده و حجابهاي غرور و تكبر، خود برتر بيني و خودپرستي را كنار زده و خود را ديگر نمي بيند. اخلاص و حضور قلب بندگان خوب خدا، شوكي به او وارد ميكند و او نيز سعي ميكند خود را شبيه آنها كند. و در اين صورت است كه بعد از اتمام نماز، در يك مكان مقدس و نوراني، احساس سبكي و آرامش قلبي ميكند. ب) بُعد اجتماعي: در دين مبين اسلام، به بعد اجتماعي بعضي از فرايض پافشاري عجيبي شده است و اين فرايض بركات اجتماعي زيادي دارد. سه اجتماع با بركت و مهم در بين فرايض ديني وجود دارد كه عبارتند از: 1- نماز جماعت يا همان اجتماع روزانه 2- نماز جمعه يا همان اجتماع هفتگي 3- حجّ خانه خدا يا همان اجتماع سالانه همانطوري كه بيان شد فرايض مذكور، هم بعد فردي دارد و هم اجتماعي، و بعد اجتماعي آنها در نهايت به بعد فردي بر ميگردد و در واقع زمينهها و مقدمات بندگي خدا و تقرب به ذات ربوبي ميباشد. ارزش تجمع و نقش سياسي آن امروز، بر كسي پوشيده نيست و انرژي و پتانسيل آن در پيشبرد اهداف مختلف اجتماعي، سياسي و غيره، در دنياي كنوني روشن و آشكار است. در سراسر دنيا، دنيا طلبان و دنيا پرستان براي حفظ موجوديت خود از اجتماعات و پشتوانه مردمي كمك مي گيرند و گاهي يك تجمع اعتراضآميز، مقدمه سقوط يك دولت و يا تصويب يك قانون و نسخ قانون ديگر را سبب ميشود. تجمعات حمايتآميز و طرفدارانه نيز باعث قوام و پايداري يك نظام ميباشد. اسلام نيز از اين مسأله غفلت نكرده و از ابتداي پيدايش، به جنبه سياسي فرايض نيز، توجه كامل داشته و اين فرايض الهي را در بدنه خود تعبيه كرده است. براي روشنتر شدن مسأله و تبيين بعد اجتماعي نماز جمعه و علت وجوب آن به پارهاي از آثار و ثمرات آن ميپردازيم؛ بنابراين برخي از ثمرات نماز جمعه عبارت است از: 1- تربيت و آموزش: يكي از بركات نماز جمعه جنبههاي تربيتي و آموزشي آن است كه در خطبههاي نماز جمعه تجلي پيدا ميكند، نماز جمعه كه داراي دو خطبه است و توسط فردي شايسته و جامعالشرايط بيان ميگردد و هر چه خطيب تواناتر باشد آثار تربيتي و آموزشي آن بيشتر خواهد بود. در متون ديني تاكيد شده است كه در خطبه اول بعضي از مسأل اساسي مانند توحيد، رسالت، ولايت،تقوا، پند و اندرز مطرح شود. با اين نگاه، خطبههاي نماز جمعه به ويژه خطبه اول، كلاسي براي آموزش اصول اسلام و تربيت و شكوفايي ارزشهاي الهي است و فرصت مغتمني است تا آثار تربيتي و آموزشي آن آشكار شود. 2- تقويت و پشتيباني نظام: مومنين نمازگزار و انسانهاي روشنفكر، با حضور خود در نماز جمعه، حفظ و بقاء يك نظام را بيمه ميكنند. تجمع آنها مظهر مردم سالاري ديني و محل تجلي دموكراسي ميباشد. نمازگزاران نه تنها صرف حضورشان ضامن بقاء و دوام نظام اسلامي است. بلكه با اظهار منويات دروني خودشان و با اعلام حمايت از سخنان خطيب جمعه به عنوان نماينده نظام، در واقع پشتيباني خود را اعلام ميكنند و بر خنثي كردن توطئهها و نقشههاي مزدوران داخلي و خارجي تاكيد ميورزند. از اين نظر هر چقدر اين فرضيه الهي پرشورتر و باشكوهتر برگزار شود، دشمنان بيشتر احساس يأس و نااميدي ميكنند. و يكي رازهاي وجوب، همين مسأله دفع اجانب و بيگانه از جغرافياي ممالك اسلامي ميباشد. 3- آگاهي و بصيرت مردم: خطيب جمعه در خطبههاي نماز به ويژه خطبه دوم، با طرح اخبار و مسائل سياسي روز، مردم را از اوضاع جهان با خبر كرده و جهل و ناداني سياسي را كه حجاب بزرگي در رسيدن به معارف اسلامي است، از چهره جامعه اسلامي ميزدايد. به اين وسيله نمازگزاران از زمان خود آگاهي پيدا كرده و گرفتار شبهات و مفالطههاي سياسي، سياسيكاران دنيا نميشوند. در همين راستا حديثي از معصوم عليهالسلام نقل شده كه فرمودهاند: « العالم بزمانه لايهجم عليه اللوابس» يعني فردي كه آگاه به مسأل زمان باشد. شبهات به او هجوم آور نميشوند. همچنين خطيب جمعه با بيان دستاوردهاي مختلف انقلاب اسلامي مردم و خصوصاً نسل جوان را با موهبت نظام الهي آشنا ميسازد و توطئههاي دشمنان انقلاب را، در رابطه با عدم كارآيي نظام اسلامي خنثي ميكند. و بدينوسيله مردم با آگاهي از خدمات نظام الهي، انگيزه و اراده خودرا در پشتيباني نظام دو چندان ميگرداند. 4- حمايت از مسلمانان جهان و اعلام همدردي: نمازگزاران مومن و متعهد با تجمع در ميعادگاه و آنها را در برابر دشمنان دلگرم و اميدوار ميكنند. آنها با طرح شعارهاي مناسب، تجمعات و راهپيماييهاي بعد از نماز با اتحاد و همدلي خود، نور اميد را در دل آنها زنده كرده و يأس و نااميدي را در دل دشمنان دين و قرآن جايگزين ميكنند. يكي از مسأل خيلي مهم از نظر روانشناسي، روحيه اميد و دلگرمي ميباشد. فلذا دشمنان اسلام هميشه از اين اصل روانشناسي استفاده كرده و سعي در ايجاد ياس و نااميدي، و افسردگي رواني شدهاند. آنها هميشه در صدد تاريك نشان دادن آينده، بودهاند و هستند. به همين سبب، اسلام يأس و نااميدي را گناهي بزرگ شمرده و با آن مبارزه ميكند. 5- پشتوانه ولايت فقيه: نماز جمعه علاوه بر آنكه پشتوانه نظام اسلامي ميباشد، پشتيبان فقاهت و مرجعيت ديني نيز ميباشد. زيرا جمع كردن مردم بدون ولايت ديني نيز ممكن است، همانطوري كه در ساير كشورهاي مسلمان ميبينيم ولي آنچه كه به اين مجموعه روح ميدهد، همان ولايت مرجع ديني است. هزاران انسان عاشق و دلباخته ولايت، در صفهاي نماز جمعه گوش به فرمان نائب امام زمان خود ، لرزه بر دلهاي دشمنان ميفكند. بنابراين يكي از نقشهاي بارز نمازگزاران مومن، حمايت از مقام ولايت است. مقامي هم كه پشتوانه قوي و كيفي مردمي داشته باشد، از نظر سياسي، پا بر جا و مقتدر خواهد بود. و اگر اين پشتوانه با ايمان و باورهاي عميق ديني گره خورده باشد، بنيان مرصوص خواهد بود. فلذا حضور پرشور مردم در نماز جمعه، پاسخ به نداي رهبري ديني و توام ساختن مقبوليت با مشروعيت ديني ميباشد. 6- وحدت بين مسلمين: مسلمانان با حضور يافتن در آيين با شكوه نماز جمعهي كشورهاي مسلمان ديگر، از نزديك با مشكلات همديگر آشنا شده و اتحاد و همدلي خود را بيشتر ميكنند. افراد موثر جامعه، سفيران و مسئولين بلند مرتبه، با حضور خود در نماز جمعه كشورهاي برادر، عملاً وحدت اسلام را براي بدخواهان ثابت ميكنند و آنها را مأيوس ميگردانند. آنچه بيان شد به طور اختصار و شمّهاي از نقش نمازگزارن و اثرات نماز جمعه ميباشد و آثار و فوايد ديگري مانند رسيدگي به مشكلات همديگر، آگاه شدن از امورات مهم و غيره وجود دارد كه در اين مختصر نميگنجد. البته لازم به ذكر است تريبون نماز جمعه جايگاه حساس و مباركي است كه سكاندار آن بايد در درجه اوّل، انساني وارسته و خودساخته و درجه دوم آگاه و شجاع و هوشيار باشد تا فلسفه نماز جمعه به طور كامل عينيت پيدا كند. خطيب جمعه بايد نماز جمعه را محل وحدت و همدلي بين همه نيروهاي انقلابي كرده و با حركت در خط ولايت و رهبري مسئوليت خود را ادا كند و به دست دشمنان بهانه ندهد. اميدوارم كه با هوشياري تمامي دستانداركاران و آحاد ملت، اين فريضه الهي روز به روز با شكوهتر و جذابتر برگزار گردد. «و الحمد لله رب العالمين
|