arrow مذهبي arrow تفسير سوره مباركه فجر
امروز سه شنبه 17 دي 1387 - اذان صبح:  - طلوع خورشید:  - اذان ظهر:  - غروب خورشید:  - اذان مغرب:

کاربران






فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

سایت های مراغه

Maragheh websites وبلاگ دانشجويان برق و الكترونيك آزاد مراغه
Maragheh websites حاميان خاتمي شهرستان مراغه
Maragheh websites ماكس نت
Maragheh websites كمپاني محصولات مانــي
Maragheh websites مراغه ویت کیو
Maragheh websites وب سايت دكتر محمود رضا حقي فام
Maragheh websites سازمان نظام پزشکی مراغه
Maragheh websites باشگاه پژوهشگران جوان واحد مراغه
Maragheh websites شركت سامان ارتباط سهند
Maragheh websites پورتال شهرداري مراغه
Maragheh websites مهندس شاهرخ جليلي
Maragheh websites مدیریت آموزش وپرورش مراغه
Maragheh websites كافي نت و گيم نت راد
Maragheh websites شرکت ریخته گری متال مراغه
Maragheh websites گالري تصاوير زيبايي از مراغه
Maragheh websites شبكه بهداشت و درمان شهرستان مراغه
Maragheh websites آموزشكده فني و حرفه اي سما واحد مراغه
Maragheh websites سايت مسكن ياب مراغه
Maragheh websites وب سايت شركت خشكبار رزان-طاهر خامنه
Maragheh websites كانون ناشنوايان شهرستان مراغه
Maragheh websites شركت فني و مهندسي آرام گستر مراغه
Maragheh websites شرکت توليدي و صنعتي فرش پرنيان سهند مراغه
Maragheh websites شركت پيمانكاري سهند سازه البرز مراغه
Maragheh websites مجتمع فني تهران - نمايندگي مراغه
Maragheh websites موسسه فرهنگي هنري آموزشي فرداي نو
Maragheh websites كتابخانه مجازي مراغه
Maragheh websites سهند افرازنت (ISP)
Maragheh websites دبيرستان شهيد بهشتي
Maragheh websites وب سايت كافي نت كاج
Maragheh websites سازمان اتوبوسرانی مراغه و حومه
Maragheh websites دانشگاه مراغه
Maragheh websites كلوپ هيات هاي ورزشي شهرستان مراغه
Maragheh websites كلوپ دانش آموختگان جهاد دانشگاهي مركز مراغه
Maragheh websites پژوهشسراي دانش آموزي شهرستان مراغه
Maragheh websites موزه تخصصي ايلخاني شهرستان مراغه
Maragheh websites مركز MRI شهرستان مراغه
Maragheh websites هفته نامه فردای ما
Maragheh websites مرکز توانبخشی نیکان مراغه
Maragheh websites دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه
Maragheh websites روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه
Maragheh websites مركز تحقيقات نجوم و اختر فيزيك شهرستان مراغه
Maragheh websites هتل دریا مراغه
Maragheh websites سایت مذهبی یاهوَ
Maragheh websites اینترنت سیب ISP
Maragheh websites شركت مهندسان طراح عصر ISP
Maragheh websites شركت رايان مهر ISP
Maragheh websites شرکت شقایق نت ISP

خبرنامه

اطلاع از اخبار و مطالب مهم شبکه اطلاع رسانی مراغه






بستن/بازکردن
رنو پارس
تفسير سوره مباركه فجر
مذهبی
کد مقاله: 1003 منبع : بخش فرهنگي وب سايت مراغه چاپايميل
تاریخ ثبت: ۲۴ آذر ۱۳۸۴ تعداد بازدید: 393
رتبه بندي توسط كاربر : هنوز هیچ امتیازی داده نشده است.    تعداد آرا :0     

تفسير سوره مباركه فجر

 

اين سوره در مكه نازل شده و داراي 30 آيه مي باشد:

 

بسم الله الرحمن الرحيم

والفجر1 و ليال عشر2 والشفع والوتر3 والليل إذا يسر4 هل في ذلك قسم لذي حجر5 ألم تركيف فعل ربك بعاد6 إرم ذات العماد7 التي لم يخلق مثلها في البلاد8 و ثمودالذين جابوا الصخر بالواد9 و فرعون ذي الاوتاد10 الذين طغوا في البلاد11 فأكثروا فيها الفساد12 فصب عليهم ربك سوط عذاب13 إن ربك لباالمرصاد14 فأما الإنسان اذا ما ابتلاه ربه فأكرمه و نعمه فيقول ربي أكرمن15 و أما إذا ما ابتلاه فقدر عليه رزقه فيقول ربي أهانن16 كلا بل لا تكرمون اليتيم17 و لا تحاضون علي طعام المسكين18 و تأكلون التراث أكلا  لما19 و تحبون المال حبا جما20 كلا إذا دكت الأرض دكا دكا21 و جاء ربك و الملك صفا صفا22 و جايء يومئذ بجهنم يومئذ يتذكرالإنسان و أني له الذكري23 يقول يا ليتني قدمت لحياتي24 فيومئذ لا يعذب عذابه أحد25 و لا يوثق و ثاقه أحد26 يا أيتها النفس المطمئنة27 إرجعي إلي ربك راضيه مرضية28 فادخلي في عبادي29 و ادخلي جنتي30.

 

محتواي سوره مباركه فجر:

اين سوره همانند بسياري ديگر از سوره هايي كه در مكه نازل شده ، داراي آياتي كوتاه، تكان دهنده، پرطنين و توأم با انذارهاي فراوان است.

در بخش اول اين سوره به سوگندهاي متعددي كه در نوع خود بي سابقه است برخورد مي كنيم كه خود مقدمه اي براي تهديد جباران به عذاب الهي است .

در بخش بعدي اين سوره به شماري از اقوام طغيانگر پيشين مانند قوم عاد و ثمود و فرعون و انتقام شديد خداوند از آنان اشاره شده است، تا قدرت هاي جبار متذكر شوند.

در سومين بخش اين سوره ، به تناسب آيات پيشين به امتحان و آزمايش انسان به صورت مختصر اشاره كرده و كوتاهي او در اعمال خير را به باد انتقاد مي گيرد.

در آخرين بخش اين سوره مسأله معاد و سرنوشت مجرمان و كافران، و همچنين پاداش عظيم مؤمناني كه صاحب نقوس مطمئنه هستند، مورد بررسي قرار مي گيرد .

 

تفسير                                        

سوگند به چهارده معصوم:

در آغاز اين سوره به پنج سوگند بيدارگر اشاره شده، نخست مي فرمايد:

والفجر: قسم به فجر و شكافتن پرده سياه شب.

" فجر" در اصل به معناي شكافتن وسيع است. و از آنجا كه نور صبح، تاريكي شب را مي شكافد از آن تعبير به" فجر" شده است، و مي دانيم فجر بر دو گونه است: " كاذب" و " صادق":

فجر كاذب:

همان سپيدي طولاني است كه در آسمان ظهر مي شود و آن را تشبيه به دم روباه مي كنند كه نقطه باريك آن در طرف افق است و قاعده مخروط آن در وسط آسمان.

فجر صادق:

از همان ابتدا در افق گسترش پيدا مي كند، نورانيت و شفافيت خاصي دارد، مانند  نهري آب زلال، افق مشرق را فرا مي گيرد و بعد در تمام آسمان گسترده مي شود. فجر صادق اعلام پايان شب و آغاز روز است، در اين موقع روزه داران بايد امساك كنند و وقت نماز صبح وارد مي شود.

وليال عشر: و قسم به شبهاي ده گانه.

والشفع والوتر: و قسم به زوج و فرد.

والليل إذا يسر: و قسم به شب هنگامي كه به سوي صبحگاهان و روشنايي روز پيش مي رود.

"يسر" از ريشه "سري" به معناي راه رفتن در شب است. چه تعبير جالبي، كه راه رفتن را به خود شب نسبت داده است.

سوگند به اين امور پنج گانه، دليل بر اهميت فوق العاده آنها است، چرا كه هميشه سوگند به امور مهم ياد مي شود.

در تفسير اين آيه مفسران ، نظرات بسيار زيادي داده اند و هر كدام احتمالاتي را در تفسير اين آيات ذكر كرده اند. اما آنچه به ظاهر صحيح تر مي نمايد و وجه تأويل و مصداقي آيه را ذكر مي كند اينست كه:

در اين سوره، ائمه عليهم السلام را از آخر به اول ذكر كرده است:

والفجر: اشاره به وقت ظهور امام زمان عليه السلام دارد. كه روشنايي حكومت و عدالت ايشان جهانگير خواهد بود.

و ليال عشر: اشاره به دوران ده معصوم قبل از حضرت مهدي عليهم السلام، يعني از امام حسن مجتبي عليه السلام تا امام حسن عسكري عليه السلام دارد.

ليل در مقابل فجر آمده ( ليل= تاريكي محض، فجر= روشني محض) و چون در دوران اين ده بزرگوار حكومت در دست ايشان نبوده از آن تعبير به " ليل" شده است.

والشفع و الوتر:

الشفع: اشاره به حضرت علي عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله عليها دارد.

الوتر: اشاره به پيامبر(ص) دارد.

نكته قابل توجه اين آيه اينست كه در دوران اين سه بزرگوار نه فجر كامل بود و نه ليل كامل. چرا كه پيامبر(ص) تنها در ده سال پاياني رسالتشان موفق به تشكيل حكومت شدند و نه در آغاز بعثت ؛ حضرت علي عليه السلام هم مدتي (25 سال) خانه نشين بودند سپس در دوره اندكي، حكومت را در اختيار گرفتند.

لذا در اين آيه ذكري از " فجر" يا " ليل" نشده است.

در آيه بعد قسم ياد مي كند به:

والليل إذا يسر: كه اشاره به عصر غيبت امام زمان عليه السلام دارد. قطعاً شبي كه به سوي روشنايي در حركت است، دوران غيبت حضرت مهدي عليه السلام است كه بسوي فجر و ظهور ايشان در حركت است(1). عج الله تعالي في فرجه الشريف.

بنابراين خداوند در چند آيه نخست اين سوره به وجود مبارك چهارده معصوم عليه السلام قسم ياد كرده است و مسلماً اين سوگند ها مخاطب آيه را به هوش مي دارد تا با تامل بيشتري به كلام خدا بنگرد. لذا بعد از ذكر اين قسمهاي بيدارگر مي فرمايد:

هل في ذلك قسم لذي حجر: آيا در آنچه گفته شد سوگند مهمي براي صاحبان عقل و خرد وجود ندارد؟!

" حجر" در اصل به معناي" منع" مي باشد و در اينجا به معني عقل است. زيرا" عقل" نيز انسان را از كارهاي ناروا منع مي كند.

پروردگارت در كمين ظالمان است:

به دنبال آيات گذشته كه متضمن سوگندهايي پرمعنا بود، آيات مورد بحث با اشاره به چند قوم نيرومند از اقوام گذشته كه هر كدام ، قدرتي عظيم محسوب مي شده ، اما بر مركب غرور سوار شده و راه طغيان و كفر را پيش گرفتند ، سرنوشت دردناك آنها را روشن مي سازد تا ديگران از خواب غفلت بيدار شوند. نخست مي فرمايد:

ألم تركيف فعل ربك بعاد: آيا نديدي پروردگارت به قوم عاد چه كرد؟!

منظور از " ديدن" در اين آيه،" علم و آگاهي" است. اما از آنجا كه داستان اين قوم به قدري مشهور و معروف بوده كه گوئي مردم زمانهاي بعد نيز آن را با چشم خود مي ديدند، تعبير به " ديدن" شده است. البته مخاطب در اين آيه پيامبر(ص) است، ولي هشداري است براي همگان.

" عاد" همان قوم پيامبر بزرگ خدا" هود" است. بعضي از مورخان معتقدند" عاد" بر دو قبيله اطلاق مي شده :

1. قبيله اي كه در گذشته بسيار دور زندگي مي كردند و قرآن از آنها تعبير به " عادالأولي" كرده است. ( نجم-50) آنها احتمالاً قبل از تاريخ زندگي مي كرده اند.

برخي نيز مي گويند: " عاد" نام جد اين قبيله است، و قبيله را معمولاً به نام جد آن قبيله مي خوانند.

سپس مي افزايد: إرم ذات العماد: همان شهر ارم، پرشكوه و عظيم.

" عماد" به معني "ستون" است.

در اين آيه، اشاره به ساختمانهاي باعظمت و ستونهاي رفيعي است كه در اين كاخها به كار رفته بود.

و لذا در آيه بعد مي فرمايد:

ألتي لم يخلق مثلها في البلاد: همان شهر و دياري كه مانند آن در سرزمينها آفريده نشده بود.

سپس خداوند نمونه دومي از گروه طغيانگر از اقوام گذشته را ذكر كرده ، مي فرمايد:

" و ثمودالذين جابوا الصخر بالواد: آيا نديدي پروردگارت با قوم ثمود چه كرد، همان قومي كه صخره هاي عظيم را در وادي مي بريدند و از آن خانه ها و كاخ ها مي ساختند.

قوم " ثمود" از قديمي ترين اقوام و پيامبرشان، "صالح" عليه السلام بود و در سرزميني بنام" وادي القري" ميان مدينه و شام، زندگي مي كردند. تمدني پيشرفته و زندگاني مرفه و صاحب ساختمانهاي عظيم و پيشرفته بودند.

" جابوا" از " جوبة" به معناي كندن و بريدن هر قطعه زميني آمده است. بعضي گفته اند: قوم ثمود نخستين قومي بودند كه به بريدن سنگها از دل كوه و ايجاد خانه هاي محكم، اقدام  كردند. بدون شك قوم ثمود نيز در عصر خود تمدني پيشرفته و شهرهائي آباد داشتند.

سپس به سومين قوم پرداخته و مي افزايد:

و فرعون ذي الأوتاد: آيا نديدي خداوند با قوم فرعون قدرتمند و ظالم چه كرد؟!

" أوتاد" جمع وتد به معناي ميخ است. در اينكه چرا فرعون را " ذي الأوتاد" گفته اند، تفسيرهاي مختلفي است: برخي مي گويند: دردناكترين شكنجه فرعون نسبت به كسي كه مورد خشم او قرار مي گرفت اين بود كه او را به چهارميخ مي كشيد، دستها و پاهايش  را با ميخ به زمين مي بست، يا با سيخ به زمين مي كوبيد و يا او را بر روي قطعه چوبي خوابانده و دست و پاي او را با ميخ به تخته مي كوبيدند و به همان حالت رها مي كردند تا بميرد.

اين تفسير در حديثي از امام صادق عليه السلام نقل شده، چنانكه در تواريخ آمده: هنگامي كه همسرش" آسيه" به موسي عليه السلام ايمان آورد او را به همين صورت شكنجه كرد و كشت.

ديگر اينكه: ذي الأوتاد، اصولاً كنايه از قدرت و استقرار حكومت است.

اين دو تفسير منافاتي با هم ندارند و ممكن است در معناي آيه جمع باشد.

سپس در يك جمع بندي به اعمال اين اقوام سه گانه اشاره كرده و مي فرمايد:

ألذين طغوا في البلاد: همانها كه در سرزمينها و شهرها فساد كردند.

فأكثروا فيها الفساد: و بسيار فساد و فتنه برانگيختند .

فساد شامل هر گونه ظلم و تجاوز مي شود، در واقع يكي از آثار طغيان آنها بود و هر قوم طغيانگري سرانجام در فساد همه جانبه فرو مي رود. سپس در يك جمله كوتاه و پرمعني به مجازات دردناك همه اين اقوام طغيانگر اشاره كرده مي افزايد:

فصب عليهم ربك سوط العذاب: لذا خداوند تازيانه عذاب را بر آنها فرو ريخت.

"سوط" به معني تازيانه و در اصل به معني مخلوط كردن چيزي به چيزي است علاوه  بر اين به تازيانه كه از رشته هاي مختلف چرم و مانند آن بافته شده اطلاق گرديده است. و بعضي آن را كنايه از " عذاب" مي دانند، عذابي كه با گوشت و خون انسان آميخته مي شود و او را سخت ناراحت مي كند.

"صب" در اصل به معني فرو ريختن آب است. در اينجا اشاره به شدت و استمرار اين عذاب است.

اين تعبير كوتاه اشاره به مجازاتهاي شديد و مختلفي است كه دامنگير اين اقوام شد:

قوم عاد به وسيله تندباد سرد و سوزناك هلاك شدند( حاقة-6)

قوم ثمود به وسيله صيحه عظيم آسماني نابود شدند( حاقة-5)

و قوم فرعون در ميان امواج نيل غرق و مدفون گشتند( زخرف-55)

و در آخرين آيه اين بحث به عنوان هشداري به همه كساني كه در مسير آن اقوام طغيانگر گام برمي دارند مي فرمايد:

إن ربك لبالمرصاد: مسلماً پروردگار تو در كمين گاه است.

" مرصاد" از ماده "رصد" به معني آمادگي براي مراقبت از چيزي است، معادل فارسي آن" كمين گاه" است.

اين واژه معمولاً در جائي به كار مي رود كه افراد ناچارند از گذرگاهي بگذرند و شخصي در آن گذرگاه آماده ضربه زدن به آنهاست. و در مجموع اشاره به اين است كه گمان نكنيد كسي مي تواند از چنگال عذاب الهي بگريزد، همه در قبضه قدرت او هستند و هر وقت اراده كند آنها را مجازات مي نمايد. بديهي است خداوند مكان ندارد و درگذرگاهي نمي نشيند، اين تعبير كنايه از احاطه قدرت پروردگار به همه جباران و طغيانگران و مجرمان است.

تعبير به" ربك"( پروردگارتو)، اشاره به اين است كه سنت الهي در مورد اقوام سركش و ستمگر در امت پيامبر(ص) نيز جاري مي شود و هر كس كه به ظلم و فساد روي مي آورد قطعاً به مجازات عمل ناپسندش مي رسد و اينگونه مجازات ها فقط از آن گذشتگان نبوده است.

در خطبه 97 نهج البلاغه مولا علي عليه السلام مي خوانيم:

اگر خداوند ظالم را مهلت دهد هرگز مجازات او از بين نمي رود، او بر سر راه ، در كمين ستمگران است و چنان گلوي آنها را در دست دارد كه هر زمان بخواهد آن را چنان مي فشارد كه حتي آب دهان از گلويشان فرو نرود.

 

نه از نعمتش مغرور باش و نه از سلب نعمت مأيوس!

 

در ادامه آيات گذشته كه به طغيانگران هشدار داده ، آنها را به مجازات الهي تهديد مي كرد، آيات بعدي به مقوله امتحان كه معيار ثواب و عقاب الهي و مهمترين مساله زندگي انسان محسوب مي شود، مي پردازد:

 نخست مي فرمايد:

فأما الإنسان إذا ماابتلاه ربه فأكرمه و نعمه فيقول ربي أكرمن:

اما انسان هنگامي كه پروردگارش او را براي آزمايش اكرام كند و نعمت بخشد، مغرور مي شود و مي گويد خداوند مرا گرامي داشته است.

او نمي داند كه آزمايش الهي گاه با نعمت است و گاه با انواع بلا، نه روي آوردن نعمت مايه غرور است و نه بلاها مايه يأس و نااميدي. ولي انسان كم ظرفيت در هر دو حال هدف آزمايش را فراموش مي كند. به هنگام روي آوردن نعمت چنان مي پندارد كه مقرب درگاه خدا شده و اين نعمت دليل بر قرب اوست.

قابل توجه اينكه در آغاز آيه مي فرمايد: خداوند او را مورد اكرام قرار مي دهد ولي در ذيل آيه از اينكه انسان خود را مورد اكرام خدا مي بيند ملامت مي شود. اين به آن خاطر است كه اكرام اول به همان معني انعام است و اكرام دوم به معني قرب در درگاه خداست.

و اما إذا ما ابتلاه فقدر عليه رزقه فيقول ربي أهانن:

و اما هنگامي كه براي امتحان روزي را بر او تنگ بگيرد مأيوس مي شود و مي گويد: پروردگارم مرا خوار كرده است. يأس سرتا پاي او را فرا مي گيرد و از پروردگارش مي رنجد. غافل از اينكه اين سختي ها همه وسائل آزمايش و امتحان او است. امتحاني كه رمز پرورش و تكامل انسان و به دنبال آن سبب استحقاق ثواب و در صورت مخالفت مايه استحقاق عذاب است.

اين دو آيه هشدار مي دهد كه نه اقبال نعمت دليل بر تقرب به خدا است و نه ادبار نعمت دليل بر دوري از حق. اينها موارد مختلف امتحاني است كه خداوند طبق حكمتش هر گروهي را به چيزي آزمايش مي كند. اين انسانهاي كم ظرفيت اند كه گاه مغرور و گاه مأيوس مي شوند. اين دو آيه علاوه بر اينكه مساله آزمايش الهي را از طرق مختلف گوشزد مي كند اين نتيجه را نيز دربر دارد  كه هرگزنبايد برخوردارشدن از نعمتها و يا محروميت از آن را دليل بر شخصيت و مقام در پيشگاه خداوند و يا دوري از ساحت مقدس او بدانيم، بلكه معيار هميشه و همه جا ايمان و تقوا است.

 در ضمن اين آيه اشاره كوتاهي به فلسفه بلاها و حوادث دردناك دارد.

سپس خداوند با توضيح و شرح اعمالي كه موجب دوري از وي و گرفتاري در چنگال مجازات الهي مي شود ، مي فرمايد:

كلا بل لا تكرمون اليتيم.

چنان نيست كه شما خيال مي كنيد( كه اموالتان دليل بر مقام شما نزد پروردگار است، بلكه اعمالتان حاكي از دوري شما از خداست) شما يتيمان را گرامي نمي داريد.

و لا تحاضون علي طعام المسكين: و يكديگر را بر اطعام مستمندان تشويق نمي كنيد.

قابل توجه اين كه در مورد يتيمان نه از " إطعام"  بلكه از " إكرام" سخن مي گويد چرا كه در مورد يتيم تنها مسأله گرسنگي مطرح نيست بلكه از آن مهم تر جبران كمبودهاي عاطفي او است، يتيم نبايد احساس كند كه چون پدراز دست داده خوار و ذليل شده، بايد آنچنان مورد اكرام قرار گيرد كه جاي خالي پدر را احساس نكند. لذا اكرام يتيمان منحصر به حفظ اموال آنها نيست بلكه معناي گسترده تري دارد.

واژه " تحاضون" از ريشه" حض" به معناي ترغيب است. اشاره به اينكه : تنها اطعام مسكين كافي نيست بلكه مردم بايد يكديگر را بر اين كار خير تشويق كنند تا اين سنت در جامعه گسترش يابد.

عجيب اينكه در آيه 34 سوره" حاقه" اين موضوع را همرديف عدم ايمان به خداوند بزرگ ذكر كرده  مي فرمايد:

" او به خداوند بزرگ ايمان نمي آورد و ديگران را به اطعام مستمندان تشويق نمي كند."

سپس به سومين كار زشت آنها اشاره كرده و آنها را مورد نكوهش قرار مي دهد، مي فرمايد:

و تأكلون التراث أكلا لما: شما ميراث را جمع كرده و مي خوريد.

بدون شك خوردن اموالي كه از طريق ميراث مشروع به انسان رسيده كار مذمومي نيست. بنابراين نكوهش اين كار در آيه فوق ممكن است اشاره به يكي از امور زير باشد.

1. منظور جمع ميان حق خود و ديگران است. زيرا كلمه " لم" در اصل به معني " جمع" است و بعضي از مفسران مثل زمخشري آن را به جمع ميان حلال و حرام تفسير كرده اند. به خصوص اينكه عادت عرب جاهلي اين بود كه زنان و كودكان را از ارث محروم كرده و حق آنها را براي خود برمي داشتند و معتقد بودند ارث بايد به جنگجو تعلق گيرد.

2. وقتي ارثي به شما مي رسد به بستگان فقير و محرومان جامعه هيچ انفاق نمي كنيد، جايي كه با اموال ارث كه بدون زحمت به دست مي آيد چنين مي كنيد مسلماً در مورد درآمد خود بخيل تر خواهيد بود و اين عيب بزرگي است.

3. منظور خوردن ميراث يتيمان و حقوق صغيران است.

جمع ميان سه تفسير امكان پذير است.

بعد به چهارمين عمل نكوهيده آنها پرداخته مي افزايد:

و تحبون المال حباً جماً: و شما بسيار ثروت و اموال را دوست مي داريد.

شما افرادي دنياپرست، ثروت اندوز، عاشق و دلباخته مال و متاع دنيا هستيد و مسلماً كساني كه چنين علاقه فوق العاده اي به مال و ثروت دارند به هنگام جمع آوري آن ملاحظه مشروع و نامشروع را نمي كند. و به اين ترتيب بعد از ذكر آزمايش انسانها به وسيله نعمت و بلا ، توجه آنان را به 4 آزمايش مهم جلب مي كند و عجب اينكه تمام اين آزمونها جنبه مالي دارد.

و كساني كه از عهده امتحانات مالي در هر اندازه و كميت و در هر شرايط برآيند افرادي قابل اعتماد و پرهيزگارند. و بهترين دوستان محسوب مي شوند چرا كه در زمينه هاي ديگر نيز غالباً افراد پاك و درستي هستند.

 

روزي بيدار مي شوند كه كار از كار گذشته!

 

به دنبال نكوهشهايي كه در آيات قبل از طغيانگران دنياپرست شده ، در آيات بعدي به آنها اخطار مي كند كه سرانجام قيامتي در كار است و حساب و كتاب و مجازات شديدي در پيش است بايد خود را براي آن آماده كنند.

نخست مي فرمايد:

كلا: چنان نيست كه آنها خيال مي كنند( كه حساب و كتابي در كار نيست و اگر خدا مال و ثروتي به آنها داده به خاطر احترام آنها بوده نه براي آزمايش)

إذا دكت الأرض دكاً دكاً:

در آن هنگام كه زمين سخت در هم كوبيده شود.

" دَكّ" در اصل به معني زمين نرم و صاف است و سپس به درهم كوبيدن در ارتفاعات و صاف كردن آنها اطلاق شده است. تكرار" دك" براي تأكيد است.

روي همرفته، اين تعبير اشاره به زلزله ها و حوادث تكان دهنده پايان دنيا و آغاز رستاخيز است، چنان تزلزلي در اركان موجودات رخ مي دهد كه كوهها همه از هم متلاشي شده و زمينها صاف مي گردند. بعد از پايان يافتن اين مرحله يعني ويراني جهان، مرحله دوم آغاز مي شود ؛ انسانها همگي به زندگي باز گشته و در دادگاه عدل الهي حاضر مي شوند.

و جاء ربك والملك صفاً صفاً: در آن هنگام فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند. و گرداگرد حاضران در محشر را گيرند و آماده اجراي فرمان حق گردند. اين ترسيمي است از عظمت آن روز بزرگ و عدم توانايي انسان در فرار از چنگال عدالت.

تعبير به " جاء ربك" پروردگارت مي آيد، كنايه از فرا رسيدن فرمان خدا براي رسيدگي به حساب خلايق است.

سپس مي افزايد:

وجيء يومئذ بجهنم يومئذ يتذكر الإنسان و اني له الذكري:

و در آن روز جهنم را حاضر مي كنند و در آن روز انسان متذكر مي شود، اما چه فايده كه اين تذكر براي او سودي ندارد.

 آري هنگاميكه انسان مجرم اين صحنه ها را مي بيند، تكان مي خورد و بيدار مي شود، هاله اي از غم و اندوه چهره اش را مي پوشاند، نگاهي به گذشته خويش مي كند و از اعمال خود سخت پشيمان مي شود اما اين پشيماني هيچ سودي ندارد. اينجاست كه فريادش بلند مي شود:

يقول يا ليتني قدمت لحياتي: اي كاش اعمال صالحي براي زندگي فرستاده بودم.

جالب توجه اين كه نمي گويد براي زندگي آخرتم، بلكه مي گويد: براي زندگيم". معلوم مي شود حيات حقيقي در آخرت است و زندگي زودگذر دنيا، زندگي ناميده نمي شود.

آري آنها كه اموال يتيمان را به غارت بردند، ارث را از اين و آن به يغما گرفتند و محبت اموال دنيا تمام قلوبشان را تسخير كرده بود، در آن روز آرزو مي كنند كه اي كاش چيزي براي حيات آخرت كه حيات حقيقي و جاويدان است از پيش فرستاده بودند، ولي اين آرزويي است بي نتيجه كه هرگز به جايي نمي رسد.

سپس در دو جمله كوتاه  شدت عذاب الهي را در آن روز تشريح مي كند، مي فرمايد:

فيومئذ لا يعذب عذابه أحد: در آن روز خداوند او را چنان مجازات مي نمايد كه هيچ كس را عذابي همانند عذاب او نمي كند.

و لا يوثق وثاقه أحد: و نيز در آن روز هيچ كس همچون خداوند كسي را به بند نمي كشد.

نه بند و زنجير او مانندي دارد و نه مجازات و عذابش. چرا چنين نباشد در حالي كه آنها نيز در اين دنيا بندگان مظلوم خدا را تا آنجا كه قدرت داشتند آزار كردند.

اي صاحب نفس مطمئنه

بعد از ذكر عذاب وحشتناكي كه دامان طغيانگران را در قيامت مي گيرد، در آيات پاياني سوره به نقطه مقابل آن پرداخته و از " نقوس مطمئنه" و مؤمناني كه در ميان اين طوفان عظيم از آرامش كامل برخوردارند، پرداخته و آنها را با يك دنيا لطف و محبت مخاطب ساخته ، مي فرمايد:

يا أيتها النفس المطمئنه: اي نفس مطمئنه.

إرجعي الي ربك راضيةً مرضيةً: به سوي پروردگارت بازگرد، در حالي  كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است.

فأدخلي في عبادي: و در سلك بندگانم داخل مشو.

و ادخلي جنتي: و در بهشتم وارد شو.

چه تعبيرات دل انگيز و روح پروري! كه لطف و صفا و آرامش از آن مي بارد.دعوت مستقيم پروردگار از نفوسي كه در پرتو ايمان به حالت اطمينان و آرامش رسيده اند.دعوت از آنها براي بازگشت به سوي پروردگارشان ، به سوي مالكشان.دعوتي كه آميخته با رضايت طرفيني است، رضايت عاشق دلداده از معشوق و رضايت محبوب و معبود حقيقي. و به دنبال آن تاج افتخار عبوديت را بر سر او نهادن و به لباس بندگي مفتخرش كردن و در سلك خاصان درگاه جاي دادن. و سپس دعوت از او براي ورود در بهشت، آن هم با تعبير" وارد بهشتم شو" كه نشان مي دهد ميزبان اين ميهمان تنها و تنها ذات مقدس او است. عجبا بر اين  دعوت! حبذا بر اين ميزبان و شگفتا از اين ميهمان.

منظور از " نفس" در اينجا همان روح آدمي است. و تعبير به " مطمئنة" اشاره به آرامشي است كه در پرتو ايمان حاصل شده است. تعبير به " راضية" بخاطر آن است كه تمام وعده ها و پاداش هاي  الهي را بيش از آنچه تصور مي كرد در يافت داشته و آنچنان از فضل و رحمت خدا بهره مي گيرد كه يكپارچه رضا و خشنودي مي شود. و اما تعبير به " مرضية" به خاطر اينست كه مورد قبول و رضاي حضرت دوست واقع شده است.

 

منابع:

1. تفسير نمونه

2. تفسير الميزان

3. مباحث كلاسي دكتر محمد حسين برومند، استاد دانشكده الهيات دانشگاه تهران.

 

پي نوشت:

1. معناي تأويلي اين4 آيه برگرفته از:

سلسله مباحث درس استاد، دكتر محمد حسين برومند، استاد دانشكده الهيات دانشگاه تهران.

 

سئوالات سوره مباركه "فجر"

1. منظور از " ديدن= تَرَ" در آيه شريفه ألم تركيف فعل ربك بعاد" چيست؟

الف- ديدن با چشم ظاهري                           ب- ديدن با چشم بصيرت

ج- علم و آگاهي                                        د- شنيدن

 

2. نخستين قومي كه اقدام به بريدن سنگها از دل كوه به منظور خانه ساختن، كردند چه قومي بودند؟

الف- عاد                                                 ب- فرعون

ج- بني اسرائيل                                        د- ثمود

 

3. شريفه إن ربك لبالمرصاد كنايه از چيست؟

الف- احاطه قدرت پروردگار به همه مجرمان                ب- آمادگي بري مراقبت از بندگان

ج- در كمين گاه بودن پروردگار                                د- همه موارد

 

4. واژه " إكرام" در آيه شريفه" فاما الانسان إذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه فيقول ربي اكرمن" به ترتيب به معناي:

الف- انعام- قرب الهي                                             ب- قرب الهي- انعام

ج- گرامي داشتن- گرامي داشتن                                د- نعمت دادن- هدايت كردن

 

5. خداوند در اين سوره مباركه به چند آزمايش الهي اشاره و در چه جنبه اي مي باشند؟

الف- پنج مورد- از دست دادن عزيزان                                    ب- چهار مورد- مالي

ج- شش مورد- از دست دادن محصولات                                 د- دو مورد- زلزله

 

یادداشت ها

ارسال یادداشت جدید
نام:
عنوان:
BBCode:Web Address Email Address Bold Text Italic Text Underlined Text Quote Code Open List List Item Close List
پادداشت:

 
نگارخانه
موزه ایلخانی
سفارش تبلیغ
روابط عمومی دانشگاه آزاد

اطلاعات گردشگری


هتل ها
هتل دریا ۳۲۵۲۲۲۰
 

آژانس های مسافرتی
فخار گشت ۲۲۴۶۱۴۶
ماهر گشت  ۲۲۴۶۶۷۱
هادی سیر   ۲۲۳۷۳۳۲
مکتب سیر  ۲۲۳۲۴۶۵
مهاجر  ۲۲۲۱۴۶۶
رخش   ۲۲۲۷۷۷۲
گلباران  ۲۲۳۳۲۵۰

سایر موارد
گمرک ۳۲۵۰۰۳۹

فرودگاه سهند ۳۲۵۲۲۲۴
موزه اوحدی  ۲۲۲۳۷۰۰

نظرسنجی

مهمترین اثر تاریخی مراغه کدام است؟
 

آمار

حاضرين: 7میهمان و 1عضو حاضر
  • محمدصادق قدسی زاد

اعضاء: 487