arrow هنري arrow تاريخ و فلسفه تاريخ
امروز سه شنبه 17 دي 1387 - اذان صبح:  - طلوع خورشید:  - اذان ظهر:  - غروب خورشید:  - اذان مغرب:

کاربران






فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

سایت های مراغه

Maragheh websites وبلاگ دانشجويان برق و الكترونيك آزاد مراغه
Maragheh websites حاميان خاتمي شهرستان مراغه
Maragheh websites ماكس نت
Maragheh websites كمپاني محصولات مانــي
Maragheh websites مراغه ویت کیو
Maragheh websites وب سايت دكتر محمود رضا حقي فام
Maragheh websites سازمان نظام پزشکی مراغه
Maragheh websites باشگاه پژوهشگران جوان واحد مراغه
Maragheh websites شركت سامان ارتباط سهند
Maragheh websites پورتال شهرداري مراغه
Maragheh websites مهندس شاهرخ جليلي
Maragheh websites مدیریت آموزش وپرورش مراغه
Maragheh websites كافي نت و گيم نت راد
Maragheh websites شرکت ریخته گری متال مراغه
Maragheh websites گالري تصاوير زيبايي از مراغه
Maragheh websites شبكه بهداشت و درمان شهرستان مراغه
Maragheh websites آموزشكده فني و حرفه اي سما واحد مراغه
Maragheh websites سايت مسكن ياب مراغه
Maragheh websites وب سايت شركت خشكبار رزان-طاهر خامنه
Maragheh websites كانون ناشنوايان شهرستان مراغه
Maragheh websites شركت فني و مهندسي آرام گستر مراغه
Maragheh websites شرکت توليدي و صنعتي فرش پرنيان سهند مراغه
Maragheh websites شركت پيمانكاري سهند سازه البرز مراغه
Maragheh websites مجتمع فني تهران - نمايندگي مراغه
Maragheh websites موسسه فرهنگي هنري آموزشي فرداي نو
Maragheh websites كتابخانه مجازي مراغه
Maragheh websites سهند افرازنت (ISP)
Maragheh websites دبيرستان شهيد بهشتي
Maragheh websites وب سايت كافي نت كاج
Maragheh websites سازمان اتوبوسرانی مراغه و حومه
Maragheh websites دانشگاه مراغه
Maragheh websites كلوپ هيات هاي ورزشي شهرستان مراغه
Maragheh websites كلوپ دانش آموختگان جهاد دانشگاهي مركز مراغه
Maragheh websites پژوهشسراي دانش آموزي شهرستان مراغه
Maragheh websites موزه تخصصي ايلخاني شهرستان مراغه
Maragheh websites مركز MRI شهرستان مراغه
Maragheh websites هفته نامه فردای ما
Maragheh websites مرکز توانبخشی نیکان مراغه
Maragheh websites دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه
Maragheh websites روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه
Maragheh websites مركز تحقيقات نجوم و اختر فيزيك شهرستان مراغه
Maragheh websites هتل دریا مراغه
Maragheh websites سایت مذهبی یاهوَ
Maragheh websites اینترنت سیب ISP
Maragheh websites شركت مهندسان طراح عصر ISP
Maragheh websites شركت رايان مهر ISP
Maragheh websites شرکت شقایق نت ISP

خبرنامه

اطلاع از اخبار و مطالب مهم شبکه اطلاع رسانی مراغه






بستن/بازکردن
ایرانسل
تاريخ و فلسفه تاريخ
ادبی هنری
کد مقاله: 1016 منبع : بخش تاريخ و فلسفه وب سايت مراغه چاپايميل
تاریخ ثبت: ۲۴ آذر ۱۳۸۴ تعداد بازدید: 478
رتبه بندي توسط كاربر : هنوز هیچ امتیازی داده نشده است.    تعداد آرا :0     

تاريخ و فلسفه تاريخ

از دانشمند عزيز صاحبدلي که مرا به نوشتن اين مقاله تشويق کرد، بسيار متشکرم؛ زيرا اين دعوت و تشويق نه فقط موجب شد که بعد از مدت هادوباره زماني - هر چند کوتاه - به مطالعه در نهج البلاغه بپردازم و جان و دل را از عطر و نشاط آن معطر سازم، بلکه مرا برانگيخت که به بعضي شروح نهج البلاغه و کتاب هايي که درباره علي - عليه السلام - و کلمات و سخنان او نوشته اند، رجوع کنم. درباره اين بزرگ، بسيار نوشته اند و البته صاحبان اين نوشته ها همگي صاحب نظر و محقق نبوده اند. مردي که صاحب ولايت عظما است، هرکس به او اندکي نزديک شود، از بزرگيش دچار هيبت مي شود و در دل نسبت به او احترام و محبت حس مي کند. طبيعي است که ذکر جميلش در افواه همه باشد و هرکس ميل کند که چيزي راجع به او بگويد يا بنويسد . به اين جهت در مورد حضرت علي - عليه السلام - بسيار سخن ها گفته شده و در مجموعه اين گفته ها همه گونه سخن از سنجيده ترين و سزاوارترين سخن ها تا حرف هاي معمولي و سطحي مي توان يافت و اين از يک جهت شادي بخش و ستايش انگيز است، و از سوي ديگر تأسف آور و مايه دريغ. اگر بعضي از اين نويسندگان حسن نيت و قصد اظهار ارادت نداشتند، مي توانستيم آنان و ناشران نوشته ها و گفته هايشان را ملامت کنيم که چرا لا اقل درنيافته اند و نگفته اند که قصد اظهار ارادت داشته و ران ملخ به حضرت سليمان پيشکش مي کنند.
آيا نوشته من نيز يکي از آنها است؟ اميدوارم که اين وجيزه ناچيز در بارگاه فضل و کرمش نامقبول نيفتد. نکته اي که بايد ذکر شود اين است که مضمون اين نوشته در آثار متقدمان ظهور تفصيلي ندارد و اگر مطرح شده بر کنار از بعضي سوء تفاهم ها نبوده است و به اين جهت نتوانسته ام چنانکه رسم است به تتبع و رعايت رسوم و شرايط آن بپردازم و به اين جهت توقع دارم که اين يادداشت را با ملاک هاي روش تتبع نسنجند که بر شرمساريم افزوده مي شود . نوشته من در حقيقت نه تتبع است، نه گزارش؛ بلکه جست وجويي است از روي دلبستگي و وسواس براي درک نگاه تاريخي نهج البلاغه و مخصوصا متضمن درخواستي است از فرمانرواي ملک سخن و راهگشاي طريق هدايت که نويسنده اين سطور را راهي به درک معناي دشوار تاريخ در نهج البلاغه بنمايد و او را از زمره محرومان بيرون آورد.
در مطالعه نهج البلاغه متن عربي را با چهار و گاهي پنج ترجمه از ترجمه هاي متأخر پيش رو داشته ام؛ اما در نقل مطالب بيش تر از ترجمه استاد دکتر سيد جعفر شهيدي استفاده کرده ام .
تاريخ و عبرت در کلمات و سيره امام علي(ع) مقاله اي که پيش روي شما است، متضمن سير اجمالي در کلمات مولاي متقيان و اميرمؤمنان، حضرت علي - عليه السلام - درباره تاريخ است. پژوهنده اي که با چنين قصدي در کلمات آن بزرگ نظر مي کند، به نکات بديع بسيار برمي خورد که مي توان آن ها را گوهرهاي تذکر تاريخي دانست. مرد خدا در هرچه نظر مي کند و مي بيند، در آن جلوه خدا مي بيند و از حوادث روزگار درس عبرت مي آموزد؛ اما نه مرد خدا بودن يا مرد خدا شدن آسان است و نه بخت ديده عبرت بين، يار همه کس مي شود. ما چيزها را مي بينيم و مي پنداريم که چون چشم داريم مي بينيم و داشتن چشم براي ديدن و ديدار کافي است. درست است که ما با چشم مي بينيم و اگر چشم نداشتيم اشياي ديدني و محسوس را نمي ديديم، اما ديدن چشم صرف يک امر مکانيکي و فيزيولوژيک نيست و اگر چنين بود بيننده با آن چيزي دريافت نمي کرد؛ يا همه بينندگان هرچه را مي ديدند يکسان درک مي کردند. اصلا ديدن و شنيدن را نحوه بستگي و تعلق ما و نظم سخن و عالمي که در آن بسر مي بريم، راه مي برد. به سخن بلند مولاي موحدان بينديشيم که فرمود: ما رأيت شيئا الا و رأيت الله قبله. آن که پيش از ديدن با چشم تن، چشم دل باز نکرده است، چيزي نمي بيند و اگر ببيند امور پراکنده و آشفته و آشوب مي بيند. ديدن چشم را ادراکي مقدم بر آن راه مي برد که ملاصدرا از آن به «ادراک بسيط» تعبير کرده است. نظير اين ادراک در پديدارشناسي معاصر هم مورد توجه قرار گرفته است و در حقيقت با وجود و عدم اين درک بسيط است که گروهي از مردمان، اهل ذکر مي شوند و مردمي ديگر در غفلت مي مانند يا غفلت و تذکر در اوقات و زمان هاي تاريخي يک قوم کم تر و بيش تر مي شود. اشخاص هم، چون به حوادث و پيش آمدها مي نگرند، آنها را يکسان درک نمي کنند؛ يعني اگر دل عبرت بين نباشد، ديده نيز عبرت بين نمي شود.
هان اي دل عبرت بين از ديده عبر کن هان
ايوان مدائن را آيينه عبرت دان
.1 کيست که دل عبرت بين دارد؟ قبل از اين که به اين پرسش بپردازيم، بايد تصريح شود که قرار نيست از فلسفه تاريخ حضرت علي(ع) بحث شود و آن بزرگ در عداد فلاسفه تاريخ قرار گيرد؛ زيرا نکات نهج البلاغه و به طور کلي کلمات علوي - و يا هر روايتي که از ائمه دين نقل شده است - سخن هدايت است، نه زبان عبارت ارباب علوم رسمي. نهج البلاغه سراسر درس تذکر و عبرت است. هر درس تذکري، فلسفه تاريخ نيست. قصد صاحب بزرگ آن نيز تدوين فلسفه تاريخ و هيچ علم خاص ديگر نبوده است. البته مولا فرموده است که «خبر گذشته و آينده و احکام ناظر بر روابط کنوني جامعه تان در قرآن موجود است» (1) . با وجود اين، نه قرآن و نه نهج البلاغه، کتاب فلسفه نيستند. حضرت علي(ع) هم نخواسته است فلسفه تاريخ تدوين کند؛ بلکه او دل عبرت بين داشته و با مرگ که تقدير همه آدميان است، انس يافته و با اين انس گذشته و گذشتگان را مي ديده و در موقع و مقام ولايت مقتداي اهل نظر و بصيرت و اعتبار شده است.
آنها که مي گويند علم با تجربه به دست مي آيد، درست مي گويند؛ اما اگر اين گفته را بر فرض وجود بشري که حقيقت وجودش لوح پاک و عاري از هر نقش است، استوار کنند، راهشان به بن بست مي رسد. آدمي لوح پاک و نانوشته نيست و حتي اگر لوحي باشد که بر آن چيزي حک نشده باشد، آن لوح آمادگي و استعداد خاص دارد و لااقل اثر تجربه مي تواند در آن حک شود، يا بهتر بگوييم تجربه در اين لوح معني مي شود؛ زيرا تجربه قبل از فهم نيست و اگر فهم نباشد، تجربه صورت نمي بندد. حوادث تاريخ هم براي کسي تجربه مي شود که از پيش فهمي از تاريخ داشته باشد. اين فهم، فهم هيچ حادثه مشخص و معيني نيست، بلکه درک بسيط و غيرحصولي اين معاني است که: .1 ما اهل عهد و پيمانيم و اگر عهد مي شکنيم باز آن را تجديد مي کنيم؛ .2 زندگي دنيوي زندگي با مرگ است و ما با مرگ زندگي مي کنيم؛ .3 ما وقتي با ياد مرگ تنها مي شويم، از حوادث تاريخ بهتر مي توانيم درس بياموزيم. ما در روز الست پيمان بسته ايم که جز پروردگار حقيقي خود را نپرستيم، اما اين جا يعني زمين جايگاه آزمايش و دار بلا و ابتلا است. چنان که خداوند چون آدم را آفريد و به فرشتگان امر کرد که او را سجده کنند و شيطان با استکبار از اطاعت فرمان سرباز زد، آدم را در سرايي جاي داد که ابزار زندگيش را کامل و جايگاهش را ايمن ساخته بود و او را در خصوص ابليس و دشمني ريشه دارش هشدار داد؛ اما سرانجام ابليس به دام فريبش آورد. يقين او را به شک و در نهايت نشاط وي را به دلهره و ترس بدل کرد و با فريبکاري ابليس، آدم به دام پشيماني فرو افتاد. با اين همه خداوند سبحان در توبه را به روي آدم گشوده گذاشت. تا از آن تنگنا و بن بست گريزگاهي بيابد و راه نجاتي بجويد و کلمه رحمتش را به او آموخت و بازگشتش را به بهشت وعده فرمود . سپس او را به سراي گرفتاري و آزمون و دنياي زاد و زايش فرود آورد و از آن وقت در حق او اين سخن بلند درست آمد که: چکند کز پي دوران نرود چون پرگار
هر که در دايره گردش ايام افتاد در پيام نخستين روز خلافت فرمود: «آن کس که با ديده عبرت به سرنوشت گذشتگان بنگرد، پرهيزگار مي شود و هرگز در پي بدي و ناسازگاري نمي رود .» (2) و در وصف و صفت دهر، مرگ را دخيل کرده است: الدهر يخلق الابدان و يحدد الآمال و يقرب المنيه و يباعد الامنيه من ظفر به نصب و من فاته تعب؛ «روزگار پوشاننده بدن ها، محدودکننده آرمان ها، نزديک آورنده مرگ ها، و دورکننده آرزوها است. کاميابي هاي ماديش رنج آورند و ناکامي هايش خستگي زا.» (3) نيز از قومي و مردمي ياد مي کند که مرگ تن خود را بزرگ مي شمارند و خود بيش از هر چيز بزرگ شمار مرگ قلب هاي زنده خويشند (4) اين مرگ، آگاهي مردي را که مي گفت: «پسر ابي طالب از مرگ بي پژمان است، بيش از آنچه کودک پستان مادر را خواهان است (5) » مستعد آشنايي با راه هاي آسمان و آينده ساخته بود. اين جان مستعد همزمان حضرت مصطفي (ص) و هم عهد نزول قرآن که از پيامبر درس آموخت، نه فقط آموزگار و مفسر قرآن، بلکه قرآن ناطق و متحقق شد. مولاي موحدان از قرآن آموخت که علم و عبرت و خشيت و حکمت ملازم و به هم بسته اند. در اين گفته دقيق دقت فرماييد: «يقين را نيز چهار شعبه است: نگرشي به زيرکي، رسيدن به دقائق حکمت، پند گرفتن از گذشت روزگار و نگهداشتن روش اسلاف. آن کس که نگرش زيرکانه اش بود به دقايق حکمت دست يابد و آن که به دقايق حکمت دست يابد، سيرت [عبرت ] روزگار را بشناسد و آن که سيرت روزگار را بشناسد، چنان است که با اسلاف بسته است.» (6) در نامه به امام حسن(ع) نيز اين نکته را دوباره مورد تأکيد قرار داد و فرمود: «اگر من به اندازه تمامي نسل هاي گذشته عمر نکرده ام، در کار و کردار آنان نظر کرده ام و در اخبارشان انديشيده ام و در آثارشان سير کرده ام؛ چنان که گويي يکي از آنان شده ام.» (7) و در خطبه 16 فرمود: «... آن که عبرت هاي روزگار او را آشکار شود و از آن پند پذيرد و از کيفرها که پيش چشم او است، عبرت گيرد، تقوا او را نگاه دارد.» (8) نيز در خطبه 361 با استناد به آيه مبارکه ان في ذلک لعبرة لمن يخشي (نازعات، آيه 26) همه موجودات و حوادث را نشانه عبرت مي بيند و البته بزرگ ترين عبرت ها در نظر او سرگذشت مردمي است که بستگي به دنيا آنها را مست غرور کرده است؛ يعني از وضع خود غافلند و نمي دانند که فريفته دنيا شده اند. حضرت مولا در شرح آيه ما غرک بربک الکريم، وضع ما را در دنيا اين چنين وصف کرده است: راستش را مي خواهي دنيا هرگز تو را نفريفت؛ اما تو بودي که فريفته آن شدي. او اندرزهاي گرانبهايش را در دسترس تو گذاشت و از برابري و انصاف آگاهت ساخت؛ ولي تو به آن ها پشت پا زدي. دنيايي که پيوسته درد و ناراحتي تن و کم شدن نيرو و کاهش توانايي را به تو يادآوري مي کند، راستگوتر و وفادارتر و بالاتر از آن است که تو را بفريبد. يا اين که فريفته ات سازد و بعد دچار رنج و شکنجه ات کند. اگر با دنيا در خانه هاي خالي و جامانده و ديار فراموش شده و وامانده روبه رو شوي، هر آينه مي بيني که چون رفيقي شفيق و ياري دلسوز به تو يادآوري هاي درست و سودمند مي نمايد و هميشه پندهاي رسا و گرانبها بر آنها مي افزايد. (9) نکات ظريفي در اين کلمات درج است که آدمي را به حيرت و اعجاب وامي دارد. دنيا و زندگي و مرگ و تاريخ و حوادث در نگاه علي - عليه السلام - همان نيست که به نظر مردم معمولي مي آيد؛ بلکه همه اين ها در نظر آن بزرگ، آيينه حق است و اگر در آن حق را ببينند، آن شي ء، حکم آموزگار پيدا مي کند. مفاهيمي مثل دنيا و زندگي بسته به اين که در چه نسبتي وارد شوند، معناي متفاوت پيدا مي کنند؛ چنان که به خود نظر کردن يا خودبيني، خوب و پسنديده نيست، اما گاهي بايد فارغ از غم دنيا و بود و نبود آن در آيينه وجود خويش نظر کرد و در غم خويش بود. اگر از ما و به خصوص از کساني که پرواي اخلاق دارند، بپرسند آيا غمخوار خويش بايد بود يا غم ديگران بايد خورد، دومي را سفارش مي کنند و مسلما در ساحت اخلاق، درست اين است که به فکر ديگران باشيم؛ اما ساحتي مقدم بر اين ساحت اخلاقي وجود دارد که اخلاق از آن جا مي رويد؛ آن جا بايد غمخوار خويش باشيم و با رجوع به آن ساحت است که حافظ گفته است:
پيوند عمر بسته به مويي است هوش دار
غمخوار خويش باش غم روزگار چيست
در اين جا شايد شاعر نظر به احوالي داشته است که انژاس آن در آغاز نامه اميرمؤمنان به فرزندش امام حسن - عليهماالسلام - پيدا است. آن جا که فرمود: آنچه آشکار از پشت کردن دنيا بر خود ديدم و از سرکشي روزگار و روي آوردن آخرت بر خويش سنجيدم، مرا از ياد جز خويش باز مي دارد و به نگريستنم بدانچه پشت سر دارم نمي گذارد، جز که من هرچند مردمان را غمخوارم، بيش تر غم خود را دارم. اين غمخواري رأي مرا بازگردانيد و از پيروي خواهش نفسم بپيچانيد و حقيقت کار را برايم آشکار نمود. (10) مي بينيم که نسبتي ميان غمخوار خويش بودن - به معناي تذکر به حقيقت وجود آدمي - و ادبار دنيا و اقبال آخرت وجود دارد. راستي چگونه مردي که دنيا پيش چشم او از آب دهان بز بي مقدارتر بود، دنيا را ستايش مي کرد و سمت پندآموزي و راهنمايي به او نسبت مي داد. توجه کنيم که دنياي بي مقدارتر از آب دهان بز و خوارتر از کفش کهنه، دنياي غرور فريفتگان است و به همين جهت مي فرمود: «دنياي شما پيش من... اما دنيايي که آفريده خدا است و گذرگاه و وطن آدميان است، سراي خوبي است.» دنيا به خودي خود بد نيست، بلکه در نسبت با ما است که بد يا خوب مي شود. اگر در نسبتي که با آن داريم، حد و قدر آن را شناختيم، در آن صورت خانه ما و جايگاه آزمايش ما است؛ اما اگر انديشه اخلاد الي الارض وجود ما را مسخر کرد، دنيا مايه تباهي و زيانکاري ما خواهد بود. ما به دنيا آمده ايم که از آن بيرون شويم . ما با ياد مرگ با دنيا نسبت درست برقرار مي کنيم. عبرت هم با شناخت اين نسبت، يعني شناخت دنيا و با ياد مرگ ممکن و ميسر مي شود؛ اما مرگ چيزي نيست که به آساني وصف شود و دل هاي مردمان آن را دريابد و بپذيرد.
در خطبه 113 به مخاطبان خود - که مردم سراسر تاريخند و نه صرف جمعي که در مجلس او حاضر بوده اند - تذکر مي دهد که ياد مرگ از دل هاي آن ها رفته و جاي آن را آرزوهاي فريبنده گرفته است. به عبارت ديگر بستگي به اين جهان، آن جهان را از يادها برده است.

یادداشت ها

ارسال یادداشت جدید
نام:
عنوان:
BBCode:Web Address Email Address Bold Text Italic Text Underlined Text Quote Code Open List List Item Close List
پادداشت:

 
مرکز توانبخشی نیکان
تماس با ما
اوقات شرعی
اطلاعات و موجودی بلیط قطار

اطلاعات گردشگری


هتل ها
هتل دریا ۳۲۵۲۲۲۰
 

آژانس های مسافرتی
فخار گشت ۲۲۴۶۱۴۶
ماهر گشت  ۲۲۴۶۶۷۱
هادی سیر   ۲۲۳۷۳۳۲
مکتب سیر  ۲۲۳۲۴۶۵
مهاجر  ۲۲۲۱۴۶۶
رخش   ۲۲۲۷۷۷۲
گلباران  ۲۲۳۳۲۵۰

سایر موارد
گمرک ۳۲۵۰۰۳۹

فرودگاه سهند ۳۲۵۲۲۲۴
موزه اوحدی  ۲۲۲۳۷۰۰

نظرسنجی

مهمترین اثر تاریخی مراغه کدام است؟
 

آمار

حاضرين: 1میهمان حاضر
اعضاء: 487