| کد مقاله:
1059 |
منبع :
بخش فرهنگي وب سايت مراغه |
  |
| تاریخ ثبت:
۲۶ آذر ۱۳۸۴ |
تعداد بازدید:
442 |
|
روزنامه شرق-12/10/1382
سازمان هاي غيردولتي مسلمان مي توانند نقش بي نظيري را در ارائه كمك هاي انسان دوستانه ايفا كنند. اين سازمان ها قادر هستند با چنين نقشي شكاف ميان فرهنگ ها و اديان را پر كنند. نخستين نمونه اين نوع نقش آفريني در دهه ۷۰ هنگام تهاجم روسيه به افغانستان بروز كرد. در آن زمان جوامع و كشورهاي مسلمان در نقاط مختلف جهان براي كمك به مردم افغانستان كه متحمل گرسنگي و فقر شده بودند، دست به دست يكديگر داده و توان نيروهاي خود را با هم به كار گرفتند. دومين نمايش از فعاليت اثر بخش NGOهاي مسلمان بين سال هاي ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۳ و در زمان جنگ بوسني روي صحنه رفت. در اين دوره محبوبيت و شهرتNGOهاي مسلمان به اوج خود رسيد و از آن پس بود كه ديگر نمي شد از مشاركت آنها در كمك هاي انسان دوستانه غافل شد. با وجودي كه برخي رسانه هاي غربي پيروان اسلام را گسترش دهندگان و حاميان خشونت تصوير كرده اند، مسلمانان سه چهارم از آوارگان در جهان را تشكيل مي دهند. اين حقيقت كه بسياري از مسلمانان جهان تجربه مستقيمي از نوعي بدبختي و فلاكت را در زندگي داشته اند، ما را به اين واقعيت مي رساند كه پس NGOهاي اسلامي با توجه به وضعيت موجود در جهان اسلام هميشه از حمايت فراوان و آماده اي براي ارائه كمك هاي انسان دوستانه برخوردار هستند. NGOهاي مسلمان به رغم همتايان سكولار خود بودجه مورد نيازشان را از كمك هاي خيريه افراد و افكار عمومي دريافت مي كنند. اين در حالي است كه مؤسسات كمك رساني غربي از سوي سازمان هاي خيريه دولتي و يا چندمليتي حمايت مي شوند. كمك هايي كه از سوي NGOهاي مسلمان ارائه مي شوند فقط محدود به مسلمانان نيازمند نيست، بلكه هر انسان نيازمندي را در هر جاي دنيا حتي مخالفين را تحت پوشش قرار مي دهد. با اين حال انگيزه NGOهاي مسلمان در ميان ساير سازمان هاي فعال در دنياي سكولار كنوني اغلب مورد ترديد و بي مهري قرار مي گيرد. براي مثال وقتي كه NGOهاي مسلمان دست ياري به سوي جامعه اي مسلمان ديگر فراتر از مرزهاي خود دراز مي كنند، اغلب متهم به عدم تلاش براي كمك به جوامع غيرمسلمان مي شوند. اين در حالي است كه اگر همان NGOها براي غيرمسلماناني در برخي نقاط فقير جهان كمك ارسال كنند، به دليل تلاش براي تغيير اديان ساكنين آن نقاط مورد سرزنش و انتقاد قرار مي گيرند. اين در واقع بدان معنا است كه بگوييم NGOهاي مسلمان تنها زماني كه يك نفر غيرمسلمان قبول كند اسلام را به عنوان دين خود برگزيند، به او كمك مي كنند. ارتقا و توسعه سلامتي تفاوت ديدگاه NGOهاي مسلمان با ساير سازمان هاي سكولار اين است كه در واقع NGOهاي مسلمان معرفي ارزش هاي اسلامي را به جوامع نيازمند كمك هاي انسان دوستانه براي توسعه سلامتي در آن جوامع حياتي مي دانند. به عقيده ما مسلمانان سازمان هاي سكولار تنها فعاليت هاي خود را بر ارتقاي رفاه مادي جوامع هدف، متمركز كرده اند. NGOهاي مسلمان نقش مهمي را مي توانند در ايجاد پل ميان فرهنگ غرب و جوامع مسلمان ايفا كنند. NGOهاي غيرمسلمان به دليل تأثيرات به جا مانده از نظام هاي استثماري قرون گذشته، اغلب در جوامع اسلامي مورد بدگماني قرار دارند. NGOهاي غربي نيز درك فرهنگ جوامع مسلمان را كار دشواري مي دانند. اين نوع تضاد و عدم درك در كار مؤسسات خيريه و فعالان آنها هم بروز مي كند. اين نوع تضاد گاهي اوقات به وضوح رخ مي نمايد. مثلاً در اواخر دهه ۸۰ يك گروه NGO غربي كه بر روي نظام خانواده و سلامتي كودكان و فرزندان در افغانستان فعاليت مي كرد، در ميان زنان ساكن در اردوگاه آوارگان اقدام به توزيع كاندوم كرد. اين اقدام از سوي افغان ها به تلاش آن گروه NGO براي گسترش فساد و اشاعه بي عفتي در ميان زنان افغان تفسير شد. اوضاع بحراني شد و امام يكي از مساجد از پيروان خود خواست تا به دفتر NGO مذكور حمله كرده و آن را به آتش بكشند. اقدام آن NGO را در واقع بايد نتيجه غفلت از فرهنگ مسلمان - افغان دانست. اين در حالي است كه NGOهاي مسلمان در رفع اينگونه غفلت ها نقش مهمي را مي توانند به عهده بگيرند. NGOهاي مسلمان در واقع از اين امتياز برخوردار هستند كه NGOهاي غيرمسلمان را با مشكلاتي كه مي توانند در درك فرهنگ مسلمانان داشته باشند، بدون آنكه سبب رنجش پيروان دين اسلام شوند، آشنا سازند.هيچ كس منكر برخورد تمدن ها ميان مسلمانان و غرب پس از حوادث ۱۱ سپتامبر نيست، اين در حالي است كه همكاري ميان NGOهاي مسلمان و غيرمسلمان مي تواند به عنوان مثال بارزي از توان همكاري و برقراري روابط نزديك ميان اديان و فرهنگ هاي مختلف و ناهمگون ذكر شود. تنش مسلمان- صرب هنگامي كه سطح تنش ها ميان مسلمانان و صرب ها در منطقه بالكان به سطح غيرقابل كنترلي رسيده بود، يك پروژه كمك رساني مسلمان براي ايجاد صلح در «زوورنيخ»، شهري كوچك در شرق بوسني كه توسط نيروهاي صرب به اشغال درآمده بود، آغاز شد. هيچ يك از بوسنيايي ها جرأت نمي كرد به خانه خود در روستاها بازگردد. آنان از اين وحشت داشتند كه به محض بازگشت توسط نيروهاي صرب بازداشت و مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. سازمان غيردولتي كه وظيفه اجراي پروژه مذكور را بر عهده داشت، ابتكار گشايش دفتري را در مركز شهر زوورنيخ به اجرا درآورد و تلاش كرد تا تعدادي از مسلمانان و صرب ها را براي فعاليت در اين دفتر استخدام كند. اتومبيل هاي اين سازمان كمك رساني اسلامي كه آرم ها و تصاوير روي آنها حكايت از فعال بودن آن بود، هر روز از مقابل ديدگان روستاييان و شهروندان گذر مي كردند و بدين ترتيب آنها را به امكان همكاري صرب ها و مسلمانان در كنار يكديگر واقف مي ساختند. اين وضعيت به خانواده هاي مسلمان كمك كرد تا رفته رفته به اعتماد و قوت قلب برسند و در نهايت به خانه هايشان بازگشته و بدون ترس و واهمه آنها را باز سازي كنند. اين پروژه همچنين به صرب ها آموخت كه مي توان بدون ايجاد هرگونه تنش با مسلمانان زندگي و كار كرد. NGOهاي اسلامي اغلب مي توانند در جوامعي كه براي مؤسسات خيريه غيرمسلمان دسترسي به آنها غيرممكن يا بسيار دشوار است، فعاليت كنند. شايد اين عدم توانايي به علت امتناع اين جوامع يا اعتماد نداشتن آنها به مؤسسات و سازمان هاي غيرمسلمان باشد. NGOها همچنين مي توانند به اين مؤسسات خدماتي ارائه دهند كه با رسوم، فرهنگ و عقايد جوامع مسلمان محلي همخواني داشته باشد. مثلاً در كوزوو وبوسني شهرهايي مانند «موستا» بودند كه به دو بخش تقسيم مي شدند. دسترسي NGOهاي غيرمسلمان به منطقه اي كه تحت حاكميت مسلمانان قرار داشت، به علت وضعيت امنيتي حساس آن بسيار دشوار بود. در موقعيت هاي مشابه اين است كه NGOهاي مسلمان مي توانند به اعضاي اين نوع جوامع دسترسي پيدا كرده و آنان را دست كم از مايحتاج اوليه زندگي بي نياز سازند. هيچ كس نمي تواند منكر ثروت و توان كشورهاي مسلمان شود. اين كشورها اغلب در كمك به كشورهاي غيرمسلمان نيز همانند كشورهاي مسلمان عمل مي كنند. اين مثال ها از فعاليت NGOهاي مسلمان و قابليت آنها كاملاً روشن مي سازد كه سازمان هاي مبتني بر مذهب بايد به منظور هرچه اثر بخش تر كردن كمك هاي انسان دوستانه با يكديگر همكاري داشته باشند و در عين ياري رساندن به نيازمندان دست ياري ساير NGOها و حتي NGOهاي غيرمسلمان را نيز به سوي هدف مشترك بگيرند
|