|
فرهنگی
|
| کد مقاله:
1046 |
منبع :
بخش فرهنگي وب سايت مراغه |
  |
| تاریخ ثبت:
۲۶ آذر ۱۳۸۴ |
تعداد بازدید:
470 |
|
به مناسبت روز جهاني خانواده خوشبختي هديهاي براي همه در شرايطي كه جمعيت كشورمان طي سالهاي 1358 تا 1364 سالانه حدود 5/1 ميليون نفر افزايش داشته و ظرف دو دهه گذشته جامعه ايران به سرعت جوان شده است، اكنون برنامهريزان، مسؤولان اجرايي و خانوادهها با نسلي روبه رو هستند كه خواستار تغيير نگرش در روابط فردي و اجتماعي ميباشند. كودكان ديروز كه اينكه به دختران و پسران برومند تبديل شدهاند خواستار فراهم آوردن امكانات لازم نظير كار و مسكن براي شروع زندگي مستقل و تشكيل خانواده هستند. در اين ميان افزايش سطح سواد و نقش پذيري اجتماعي زنان از يك سو جامعه را با طرح مطالبات حقوقي جديدي از جانب نسل دختران جوان رو به رو ساخته و از سوي ديگر، روابط تازه و متفاوتي را بر جامعه و نظام خانواده تحميل كرده است. گرچه گذر از نظام سنتي و سوق يافتن به سوي نظام مدرن را ميتوان يكي از تبعات اجتماعي و فرهنگي چنين تغييري در جوامع در حال پيشرفت دانست، اما به نظر ميرسد كه تلاش براي دگرگون برخي از باروهاي غيرمعقول كه به مرور ايام و نسل به نسل، يافت فكري و شيوههاي تربيتي بسياري از خانوادههاي ما را تحت تأثير قرار داده نيازمند بسترسازي مناسب است. تحولي كه با انقلاب اسلامي در طرز تلقي نسل جوان 25 سال پيش نسبت به معيارهاي اساسي زندگي پديد آمد، سبب شد تا در نوع نگاه خانوادهها نيز درباره آنچه ارزش به حساب ميآيد تغييراتي ايجاد شود. نمونه بارز اين مسأله را ميتوان در پرهيز از برگزاري مراسم تشريفاتي ازدواج، تعيين مهريههاي كلان و يا تهيه جهيزيههاي پر زرق و برق مشاهده كرد. اين نوع از ساده زيستي در طول دوران جنگ تحميلي نيز در تعداد اندكي از خانوادههاي ايراني ادامه يافت، ولي هر چه از سالهاي مورد بحث فاصله گرفتيم، با نوع جديدي از تفكر كه رفاه طلبي و تجمل گرايي را در ميان مردم رواج ميداد رو به رو شديم كه افزايش ميزان طلاق و كاهش ميل به ازدواج از تبعات آن است، به طوري كه آمار نشان ميدهد ميزان طلاق در كشورمان از 9/7 درصد در سال 1377 به 3/10 درصد در سال 1381 رسيد. اين در حالي است كه رييس سازمان ثبت اسناد، ميزان طلاقهاي به ثبت رسيده در دفاتر ثبت احوال كشور را طي شش ماهه اول سال 1382، 680 هزار و 931 فقره اعلام كرد كه نسبت به سال 1381، 6/4 درصد رشد را نشان ميدهد و به مرز 15 درصد رسيده است. گرچه نميتوان از كنار بسياري از عوامل پديد آورنده طلاق چون اعياد، افزايش ميزان خشونت در سطح خانواده، وجود برخي از ناراحتيهاي رواني يا جسمي در زن و شوهر به آساني گذشت، اما به نظر ميرسد كه افزايش سطح توقعات طرفين در زندگي زناشويي و احساس نياز به كسب موقعيت اجتماعي و اقتصادي كه بتواند خانواده را هر چه بيشتر و سريعتر به رفاه مادي برساند، موجب شده تا نسل جديد خانوادههاي ايراني وقت زيادتري را نسبت به نسل قبل دور از يكديگر و در بيرون از كانون خانواده به سر ببرند كه اين امر خود زمينه ساز ايجاد فاصله و مقدمهاي براي بروز سردي در روابط زناشويي ميباشد. به هر حال، در خانوادههايي كه مرد منشاء تأمين اقتصادي و زن خانهدار است، اكثر زنان به سبب اشتغال همسرشان به چند پيشه، ناچاراند مسؤوليتهايي نظير شركت در جلسان انجمن اوليا و مربيان، تماس مستمر با معلمان فرزندان، رسيدگي به دروس بچهها و يا مراجعه به بانكها و ادارات گوناگون براي پرداختن به امور خانواده را بر عهده بگيرند، اما به طور حتم بر عهده گرفتن چنين مسؤوليتهايي توسط زنان خانهدار علاوه بر وظايف روزمره و تربيت كودكان، بر ميزان خستگي و افسردگي آنان ميافزايد. اين در حالي است كه زنان شاغل در صورتي كه از جانب همسر و يا فرزندان خويش در اداره امور منزل مورد حمايت قرار نگيرند دچار تعارض در ايفاي نقش و اضطراب ناشي از تعدد وظايف خواهند شد. به هر ترتيب آنچه ميتواند پايههاي زندگي خانوادگي را بيش از پيش مستحكم كند و موجب كاهش درگيريهاي زناشويي شود، تقويت ارزشهاي معنوي، آموزش مهارتهاي زندگي به ويژه در مورد زوجهاي جوان تقويت پيوندهاي عاطفي ميان والدين و ميان فرزندان با والدين، اجتناب از گسترش انزواطلبي در بين افراد از طريق تبادل نظر در محيط خانواده است. توجه داشته باشيم كه رعايت اين امور نه تنها هيچ تناقضي با رشد فكري و استقلال فردي در نظام خانواده ندارد، بلكه به نوعي زمينه ساز ارتقاي سطح بينش آنان ميشود.
|